تفاوت عقل و خرد
به نام خداوند جان و خـــــــــرد كزین بــرتر اندیشه برنـــــگذرد
خـــرد بهتر از هرچه ایزد بداد ستایش خـــــــرد را به از راه داد
خــــرد رهنمای و خرد دلگشای خـرد دست گیرد به هر دوسرای
همیشه خـــــــرد را تو دستور دار بدو جانــت از ناســــــــزا دور دار
«حكیم ابوالقاسم فردوسی»
اگر چه عقل و خرد انسان هر دو نتیجه فعالیت های مغز است اما در مفهوم عملی و اجرایی این دو واژه كارایی بسیار متفاوتی با هم دارند.چنانچه بسیاری از ما طعم و مزه را دو كلمه مترادف و هم معنی تصور می كنیم در حالی كه مزه خوراكی یك كیفیت منحصری است كه توسط سلولهای چشایی قابل تشخیص است اما طعم یك خوراكی به فاكتورهای بسياري وابسته است كه در عمل تنها یكی از آنها فاكتور مزه می باشد.فاكتور هايي همچون كيفيت فيزيكي غذا چون تُردي يا نرمي آن،شكل و ظاهر غذا،كيفيت مواد استفاده شده و روش صحيح طبخ غذا فاكتورهايي هستند كه طعم غذا را تشكيل مي دهند.
مهمترین فرآیند پیچیده مغز انسان عقل او می باشد.انسان به كمك عقل خود می تواند تجربیات، اطلاعات یا باورهای گذشته خود را به هنگام تصمیم گیری در كنار هم جمع كند و پس از پردازش این اطلاعات تصمیم مناسبی را اتخاذ كند.اگر چه عقل انسان نمونه متكاملتر از عقل حیوانات قبل تر از خود است،اما آزمون های مختلف روانشناسی ثابت می كند كه این موجودات هم به نوبه خود صاحب عقل هستند و می توانند در موقع تصمیم گیری روش بهتری را برگزینند.بیشترین آزمون های روانشناسی بر روی حیوانات انسان نما چون اورانگوتان،گوریل و شمپانزه صورت گرفته و نتایج حیرت انگیزی از به كار گیری فرآیندهای مغز چون عقل،هوش و تفكر را در این حیوانات، نشان داده اند.
در موسسه یركز، استفاده از صفحه كلید كامپیوتر را به شمپانزه ماده از نژاد بونوبو آموختند به شكلی كه همه احتیاجات خود را از این راه به پژوهشگران ابلاغ می كرد. فرزند این شمپانزه بدون هیچ آموزش همه علامت های صفحه كلید را از مادرش یاد گرفت!نام این شمپانزه با استعداد را "گانزی" نهادند گانزی مانند مادرخود، همه نیازهایش را بوسیله صفحه كلید به انسان ها و مادرش ابلاغ میكرد. او نشان داد كه زبان انگلیسی را می فهمد و از آن برای درك بهتر علامات كمك می گیرد.اما متعجب تر اینكه او علامت چیزهایی را بر صفحه تلوزیون می نویسد كه در همان زمان نیازی به آنها ندارد، و این نشان روشن و بی شكی است از تفكر انتزاعی! خواهر كانزی به نام "مولیكا" نشان داد كه به اندازه كانزی استعداد فرا گرفتن زبان را دارد.آزمون هایی از این دست كه بیانگر تفكر انتزاعی و استفاده از عقل یا قدرت تفكر در موجودات بشرنماست،به كرات در كتاب های مختلف روانشناسی بیان شده است.
پس نتیجه می گیریم كه عقل عبارت است از استفاده بهینه از اطلاعات و تجربیاتی كه یك انسان یا حیوانی پیشرفته همچون شمپانزه در طول زندگی خود، آنها را در حافظه بلند مدت خود نگهداری كرده است.به این جهت است كه انسان های عاقل بهترین استفاده را از تجربیات و اطلاعات گذشته خود می كنند و در زندگی پیشرفت می نمایند یا به خوبی بر مشكلات فائق می شوند.اما همین افراد اگر در كار خود دست به ابتكار بزنند و فراتر از آموخته های خود،راهكارهای جدید در پیش بگیرند،از جنبه های متعالی تر مغز خود بهره برده اند،كه همین جنبه متعالی مغز انسان خرد اوست كه حیوانات ما قبل بشر فاقد این توانایی هستند.این توانایی قدرت استدلال بشر است تا از این راه بتواند دست به خلاقیت بزند و فراتر از باورها و اطلاعات قبلی راههای جدیدی برای حل مشكلات خود ابداع كند.
خرد از نظر زكریای رازی دانشمند بزرگ ایرانی چنین تعریف شده است: «خرد بزرگترین نعمتهای خدا در نزد ما، سودمندترین چیزهاست که بهتر از آن نباشد. هم با خرد ما بر چارپایان ناگویا برتری یافتهایم، چندان که بر آنها چیره گشته و رامشان کردهایم، و آنها را به گونههای ثمربخش هم برای خودمان درآوردهایم...»
عقل در عربی با واژه ی عُقُل و عقال به مفهوم پابند شتر یکی و هم معناست . عقل یا پابند شتر وسیله ای است که با آن پای شتر و دیگر حیوانات اهلی را میبندند تا نتوانند از حوزه ی مجاز خارج شوند و بگریزند . زمانی که پای شتر را با عقل میبندند تنها میتواند در دایره ای با شعاع کاملا مشخص حرکت کند و در همان حوزه تغذیه نماید . اما خرد تراشیده شده ی واژه ی اوستایی خرَتَو ( در پهلوی خرت) میباشد که از دو پاره ی خره+تو ساخته شده است . خرَه در فرهنگها به مفهوم ماه و یا زن و یا سنگ خارا آمده است که تمام این معانی به هم مربوط اند ولی به دلیل دورافتادن ما از ریشه اصلی و مفهوم نخست اینک درک آن مشکل و نامحسوس شده است. پاره دوم آن که تَو باشد همان واژه ی تاو و تاب به مفهوم تابیدن و ریسیدن و زائیدن و عشق ورزی است.(خره به فتح اول و ضم ثانی و اظهار ها به معنی نور باشد مطلقاً اعم از پرتو چراغ و آتش و آفتاب و بعضی بضم اول و فتح ثانی و اخفای ها گفته اند.
خرد به مفهوم ماه زاینده و یا اصل زاینده و پیوند دهنده(از مفهوم سنگ...) و به عبارت دیگر اصل آفرینندگی می باشد نه خلق( در باب تفاوت خلق و آفرینندگی در نوشته ای دیگر بحث خواهد شد). خرد در فرهنگ ایران ماه یا زنی است که میتواند از خود تولید کند و بتابد و جهان را روشن سازد(اینهمانی خرد انسان به ماه مربوط به اسطوره های ایرانی است که خود بحثی مفصل تر را می طلبد.). خرد پای بند به هیچ ریسمان فکری نیست. خرد میتواند آزادانه و بدون تعیین چهارچوب بزاید و یا نابود سازد. این برترین صفت خرد نسبت به عقل است چون عقل حتماً باید در چهارچوب و دایره ای خاص حرکت کند.
در جوامع دینی و ایدئولوژیك رهبران و راهنمایی كنندگان از جامعه می خواهند تا افراد به تعقل روی آورند و پیرامون باورهای خود بیندیشند.
یك انسان عاقل برای بهتر زیستن، از همه عوامل موجود اطراف خود بیشترین بهره را می برد و هر وسیله ای را فدا می كند تا به هدف برسد،به این خاطر ما معمولاً در زندگی خود كسانی را عاقل می دانیم كه در امور روزمره خود موفقتر باشند كه نماد این موفقیت برای ما شهرت یا ثروت بیشتر است.اگر چه این افراد وسیله های مختلفی را فدای رسیدن به هدف خود كرده باشند،هنوز هم انسان های عاقل قلمداد می شوند.اما یك انسان خرد گرا نمی تواند به منافع شخصی یا منافع زودگذر بیندیشد و وسیله ای را فدای رسیدن به هدف خود، كند، چرا كه او هم، به اخلاق تكاملی پایبند است و هم درك،شعور و فرهنگ او به مرحله ای رسیده كه می داند، اگر همه افراد جامعه به منافع زودگذر وشخصی خود بیندیشند،منافع اصلی و دائمی جامعه به خطر خواهد افتاد و در نهایت روزی همین به خطر افتادن منافع اجتماعی منفعت های فردی آنها را هم به خطر خواهد انداخت.
میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...