دکترین دست های پاک
براساس دکترین «دست های پاک»، زیان دیده ای که به منظور جبران خسارت به دادگاه بین المللی مراجعه می کند باید پاک دست باشد. «پاکدستی مدعی» شباهت های متعددی با «مشارکت زیان دیده در خسارت» دارد که براساس آن، نقش زیان دیده در بروز خسارت به هنگام تعیین غرامت مورد توجه قرار می گیرد.
مطابق دکترین«دست های پاک» در حقوق بین الملل، زیاندیده ای که خود چندان بیگناه نبوده است از حمایت های قانونی برخوردار نخواهد شد. همچنین، حمایت دولت متبوع از تبعه ای که دستان پاک ندارد، پشتیبانی از خطاکار یا مجرم به شمار می آید در واقع کسی که در پی انصاف به یک دادگاه مراجعه میکند، باید منصفانه عمل کرده باشد. این دکترین برای نخستین بار، حدود 240 سال پیش مورد تصریح قرار گرفت.
در رأی هُلمِن علیه جانسون که در سال 1775 میلادی صادر شد، لُرد مَنسفیلد بیان داشت که هیچ دادگاهی به یک شخص که «سبب دعوی» خود را مبتنی بر یک عمل غیرقانونی یا غیراخلاقی می کند، کمکی نخواهد نمود.
دکترین «دستهای پاک» شباهت های زیادی با «مشارکت زیان دیده در خسارت» دارد که براساس آن، نقش زیاندیده در بروز خسارت در تعیین غرامت مورد توجه قرار می گیرد.
فارغ از شباهت هایی که به لحاظ منشأ و مبنای وجودی آن ها قابل تصور است، هر دوی آن ها به عنوان ادعاهایی از سوی خوانده نسبت به اقدامات ارتکابی خواهان مطرح می گردند و در مواردی که شخص دیگری غیر از زیان دیده اصلی در جایگاه خواهان حاضر است نیز قابلیت اعمال دارند. تمایزهای میان آن ها نیز به طور مشخص در مرحله اثرگذاری می باشد. بدین ترتیب که عدم پاکدستی مدعی می تواند در مرحله رسیدگی صلاحیتی، موجب عدم قابلیت استماع دعوا شود، در حالی که «مشارکت زیان دیده در خسارت» به عنوان عاملی تأثیرگذار بر جبران خسارت در مرحله رسیدگی ماهیتی قلمداد می شود.
همچنین، برخلاف دکترین «دست های پاک»- «مشارکت زیان دیده در خسارت» می تواند با اثرگذاری جزیی تنها سبب کاهش میزان غرامت گردد و بی احتیاطی و بی مبالاتی خواهان را نیز شامل گردد.
میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...