مديريت ويترينى
چند وقت پیش دوستی از روی خیرخواهی به من خرده میگرفت که “اصلا شوآف بلد نیستی، در سیستم اداری کسی کار واقعی و علمی رو نمی فهمه”. با انکه از نیت خیر آن دوست مطلع بودم ولی بی درنگ یاد مدیریت ویترینی افتادم. و تاسف خوردم برای سازمان های دولتی که نه تنها با انتخاب مدیران ویترینی منابع سازمان ها را ضایع و اعتماد عمومی را تخریب می کنند که حتی با الگوگیری مدیران جوان، فرهنگ سازمانی را نیز فاسد می کنند.
تاثیر سبک مدیریت بر عملکرد سازمان
شاید بی اغراق نباشد که یکی از مهمترین آسیب وارده به سازمان های ایرانی را انتخاب مدیران ضعیف و ناکارامد بدانیم. مدیرانی که بدون دانش و تعهد لازم به سازمان خود، بیشتر از ان که منافع برای سازمان های خود ایجاد نمایند، سرمایه های سازمانی را به حراج می گذارند. و علیرغم آنکه عملکرد آنها منجر به شکست سازمان یا پروژه منتهی می شود، ولی به راحتی سازمان را با هزاران ادعا ترک کرده و هیچ زمان پاسخگوی عملکرد خود نیستند.
تاثیر سبک رهبری بر عملکرد سازمان یا پروژه زیاد صحبت شده است. ولی باید نگران بود که به دلیل ضعف سرمایه انسانی در شرکت های دولتی و ساختار حاکمیتی مبتنی بر فرد در این شرکت ها، تاثیر سبک رهبری به شدت بالاتر است. برند سازمانی، فرهنگ سازمانی، منابع مالی و دارائی های سازمان و … همه و همه با وجود مدیران نابلد به حراج رفته و دست آخر سازمانی فرسوده و بی اعتبار را به جای می گذارند که در نتیجه آن زیان مالی صاحبان سهام (شرکت های خصوصی) و یا هدر رفت بیت المال (سازمان های عمومی) می باشد. در سطح پروژه هم می توان ملاحظه کرد که ریشه شکست خیلی پروژه ها فقدان مهارت های رهبری در مدیران پروژه ها است.
یکی از مهمترین آسیب های مدیریتی را سبک نوظهور مدیریت ویترینی است . اين سبک مديريت به جاى تمركز بر عملكرد واقعى و بهره ورى بیشتر بر نمايش (show) عملكرد متمركز است. به عبارتى شاخص هاى ظاهرى و در معرض ديد عملكرد، از سوى مدير به شدت مورد توجه قرار مى گيرد و شاخص هاى واقعى عملكرد مورد غفلت واقع شده و رها مى شود.
استعاره سايهزدن در ورزشهاى رزمى: اين نوع مديران صرفاً به تزئين ويترين عملكرد مشغول مى شوند در حالى كه در سازمان، كاركنان و مشتريان اثرى از بهبود مشاهده نمى كنند و چه بسا به دليل رها شدگى سيستم معضلاتى از جمله آمار سازى، چاپلوسى و ثناگويى، تملق، فساد ادارى، باند بازى و... به وقوع مى پيوندد. مثال سايه زدن در ورزش هاى رزمى استعاره مناسبى براى سبك مديريت ويترينى مى باشد.
مصادیق مدیریت ویترینی:
• بستن تفاهم نامه هاى متعدد
• ملاقات پیاپی با اشخاص نامدار
• تبلیغات فراوان با هزینه های سنگین
• مصاحبه هاى آب و تاب دار مطبوعاتى
• دادن وعده هاى حيرت انگيز بلند مدت
• گرفتن عكس با افراد مشهور و اماكن مترقى
دلایل ظهور مدیریت ویترینی:
• ضعف ساختار نظارتى
• فقدان نظام شایستگی
• فقدان نظام ارزيابى عملكرد
• فقدان اقدامات ریشهای و بلندمدت
• فقدان خط مشى و استراتژى سازمانى
• تسلط ديوان سالارى (بوروكراسى) شديد
• انتصاب افراد فاقد صلاحيت در مناصب کلیدی
پیامدهای مدیریت ویترینی:
• باندبازی
• آمارسازی
• تملق پروری
• سطحی نگری
• ریا و چاپلوسی
• ارتقاء فرومایگان
• فساد اداری و اخلاقی
• هرز منابع انسانی و مالی
مدیریتهای ویترینی، آفت جوامع در حال توسعه است که به جای امور زیر ساختی، به کارهای زود بازده و نمایشی می پردازد. شاید گاهی ارایه بعضی گزارش ها، آمارها، مصاحبه ها و نمایش های خبری، کلنگ زدن های ساختگی، رونمایی ها و افتتاح کردن های چندباره در کشور برایمان مصادیق آشنای مديريت ويترينى باشند.
مدیریت عملکرد مبتنی بر برنامه استراتژیک
راهکار مقابله با مدیریت ویترینی استقرار نظام ارزیابی عملکرد تست. در قالب یک نظام ارزیابی مبتنی بر برنلمه استراتژیک، اهداف مدیران مشخص یوده و می بایست با معیار و اعداد از عملکرد خود دفاع نمایند. برای این منظور نه تنها نظام برنامه ریزی باید در سازمانها جاری شود بلکه با اعمال حاکمیت شرکتی، نظارت ها نیز بر اساس معیارها و شاخص های کمی صورت گیرد.
ولی قبل از همه باید این باور در مدیران ارشد سازمان ها شکل بگیرد که به رفتارهای نمایشی و چاپلوسانه اعتنا ننمایند. باید به این باور درست رسید که مدیریتهای ویترینی، آفت جوامع و سازمان های در حال توسعه است که به جای امور اساسی و زیر بنایی ، به کارهای زود بازده و نمایشی می پردازد. در این صورت فرهنگ سازمانی، رفتار نمایشی را پس زده و مدیریت ویترینی از سازمان رخت می بندد
میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...